وضعیتها

من خوبم تو خوب نیستی


دارندگان وضعيت من خوبم - شماخوب نيستيد غالباً داراي من والد منتقد هستند .اين افراد لااقل به دودليل نسبت به ديگران سوءنيت دارند: اولاً آنها ديگران را از جمله منابع انتقاد به شمار مي آورند و مي پندارند اگر كاملاً بي عيب و نقص نباشند مورد انتقاد بي حد و حصر مردم قرار خواهند گرفت . ثانياً دلشان ميخواهد ازصاحبان اقتدارجداشوندواستقلال بيشتري بدست بياورند، اما ياازنحوه كاراطمينان ندارندويا كوشش گذشته انان دراين خصوص با تجارب تلخ همراه بوده است.او معمولاً به كسي توجهي نمي كند . كساني كه اين موضع را انتخاب مي كنند بر اساس تجارب اوليه خود را براي زندگي مجرمانه و بزهكارانه آماده مي سازند. وقتي كسي اطمينان دارد هر كاري كه مي كند خوب است و مسئوليت هر اشتباهي كه رخ مي دهد به گردن كساني است كه خوب نيستند، به وجدان چه نيازي دارند؟


باور این وضعیت موجب احساس مقابله ، تلافی و دعوا می شود و مانع ارتباط است.


من خوب نیستم ، تو خوب هستی


دارندگان وضعيت زندگي(من خوب نيستم-توخوب نيستي) درموردخوداحساس بدي دارند.درنظراين گروه كل زندگي مصيبت باراست.مردمي كه داراي اين حالت زندگي هستند تسليم ميشوند،به ديگران اطمينان ندارندوازخودنيزسلب اعتماد كرده اند. باور این وضعیت موجب احساس حقارت و کوچکی شده و مانع ارتباط است. اين افراد در حضور آدم هايي كه خوب مي دانند جرات ابراز وجود نداشته و كناره گيري را راه حل زندگي مي دانند. بيشتر اين افراد در خيالات خود غرق شده و از اين طريق مي خواهند با دنيا كنار بيايند.


كساني كه اين موضع زندگي را برمي گزينند در حضور كساني كه آنها را خوب مي دانند همواره احساس حقارت مي كنند. اين سناريو كناره گيري از ديگرا ن را مي طلبد، زيرا ماندن در حضور كساني كه خوبند و داشتن احساس خوب نبودن بسيار عذاب آور است. كناره گيري مهر تاييدي بر موضع خوب نبودن است. اين موضع فرد را از هر گونه احتمال دريافت نوازش ديگران مي تواند به اعتقاد خوب بودن بينجامد. اين افراد مي توانند يك زندگي خيالي بيافرينند كه پيرامون آرزوهاي آنها دور مي زند به اين صورت كه اگر به قدر كافي پرهيزكار ، عاقل و ثروتمند يا جذاب و وسوسه انگيز شوند از آن پس خوب خواهند بود ناكامي در تحقق بخشيدن به خيالپردازي هاي غير واقع بينانه مي تواند به الگوهاي رفتار ناسازگارانه و حتي خودكشي منجر شود. كناره گيري تنها چاره نيست گاهي فرد مي تواند سناريويي بنويسد كه در راستاي در خواست والد باشد. مثالا « تو مي تواني خوب باشي اگر.... » فرد از آن پس به سمت هر چيزي كه به درخواست والد وابسته است كشيده مي شود تا بتواند مورد نوازش قرار گيرد. به اندازه كافي جذاب ، مطيع ، دلسوز ، سرگرم كننده بودن نيازمند والد است.فرد براي نوازش و تاييد همواره به والد ديگران چشم داردو اين نوازش ها حداقل مي تواند درد خوب نبودن را تسكين دهد.


من خوب نيستم تو خوب نيستي


وقتي من خوب نيستم و تو هم خوب نيستي چه دليلي براي زندگي هست. اينها بازي باخت باخت را پيش مي گيرند و اگر خودكشي نكنند فقط زنده مي مانند. دسترسي و فهميدن كساني كه نتيجه گرفته اند « من خوب نيستم ،تو خوب نيستي » از همه دشوارتر است. چرا آنها بايد به كساني كه خوب نيستند پاسخ دهند؟


وقتي نه من خوب و نه ديگران ، چه اميدي به زندگي هست؟ اين افراد اگر دست به خودكشي نزنند يا خود و ديگران را نابود نكنند، صرفا زنده مي مانند. سرنوشت آنها كناره گيري شديد اسكيزوفرنيك يا افسردگي روان پريش است. كسي كه اين موضع زندگي را انتخاب مي كند بدون دخالت افراد دلسوز زندگي خود ويرانگري را سپري مي كنند كه بستري شدن ادواري ، سوء مصرف مواد ، آدم كشي ابلهانه يا خودكشي فاجعه آميز پيامد هاي آن است.

من خوب هستم، شما خوب هستید


تنها باور این وضعیت است که می تواند موجب برقراری ارتباط مؤثر با دیگران شود. (بازي برد- برد) ارتباط مؤثر رابطه ای است كه در آن شخص به گونه ای عمل می كند كه در آن علاوه بر اینكه خودش به خواسته هایش می رسد، افراد مقابل نیز احساس رضایت دارند. در اين نوع ارتباط كه از سلامت شخصيت ناشي مي شود كسي بدنبال باخت طرف مقابل نيست و هردو طرف مي توانند از وجود اين ارتباط منتفع گردند.

برای دریافت ایمیل های هفتگی و ماهیانه ما ثبت نام نمایید

115 Apple Creek Blvd, Markham, ON L3R 6C9

​​ Tel: 416 227 1815

E-mail:  info@SimpleAdvice.ca

 

© 2006 by Simple Advice Counseling Centre. All Rights Reserved.